مروری بر نظریه ی رشد شناختی پیاژه
یکی از ابعاد مهم رشد در دوره ی کودکی رشد شناختی می باشد. شناخت (Cognition) یک مفهوم وسیع و جامع می باشد و اشاره به فعالیتهای روانشناختی می نماید که منجر به کسب ،پردازش ، سازماندهی و استفاده از دانش و آگاهی می گردد . به کمک پدیده ی شناخت می توان اطلاعات را تفسیر ، طبقه بندی و به یاد آورد. رشد توانانیهای شناختی با تولد نوزاد آغاز می گردد . زمانی که نوزاد متولد می شود قدرت شناختی وی بسیار محدود می باشد اما بتدریج در کارکردهای شناختی وی تغییرات بسیار مهمی به وجود می آید . عوامل مختلفی از جمله رشد بخشهای مختلف مغزی مسئول به وجود آمدن چینن تغییرات مهمی می باشند.
یکی از نظریه های مهمی که در مورد رشد شناختی کودکان ارایه شده است نظریه شناختی پیاژه (Piaget) می باشد. پیاژه یک روانشناس سویسی بود که به مدت بیشتر از 50 سال در زمینه ی رشد شناختی کودکان پژوهشهای مختلفی را انجام داد . دو روش پژوهش پیاژه روش مطالعه ی موردی و مطالعه ی مشاهده ای بود . در اغلب پژوهش ها پیاژه کودکان را در مقابل مساله ای قرار می داد و سپس پاسخهای آنها را در مورد آن مساله مورد مشاهده قرار می داد.
نظریه ی رشد شناختی پیاژه حدود 50 سال پیش ارایه شده است و با وجود آنکه اغلب متخصصان علوم شناختی آن را در نظریه ای درست و جامع می دانند اما ایرادهای مختلفی هم به آن وارد شده است. یکی از ایرادات مهمی که به این نظریه وارد شده آن است که پیاژه قدرت شناختی کودکان را دست کم گرفته است. برای مثال در این زمینه معلوم شده که قدرت تفکر انتزاعی در کودکان امکان دارد از سن سه سالگی وجود داشته باشد درحالی که در نظر یه ی رشد شناختی پیاژه فرض می شود که این توانایی از سن یازده و یا دوازده سالگی آغاز می شود.
در نظریه ی شناختی پیاژه فرض می شود که هدف نهایی رشد شناختی کمک به شخص برای کنار آمدن یا سازگاری با محیط است. از سوی دیگر در این نظریه فرض می شود که توانایی های شناختی کودکان تنها حاصل یادگیریها و یا تقلید از فعالیتهای بزرگسالان و همسالان نمی باشد بلکه این توانایی حاصل رشد شناختی و تعامل با محیط می باشد. نظر اساسی پیاژه آن است که انسانها در طول دوره ی زندگی خود فعال ، کنجکاو و جستجوگر می باشند . همچینن به باور وی توانایی ارتباط و تعامل با محیط و تفسیر رویدادها از اوایل زندگی شروع می گردد. یکی دیکر از موضوعاتی که در نظریه ی پیاژه بر روی آن تاکید زیادی می گردد مفهوم عملیات ذهنی می باشد . در این نظریه فرض می شود که رشد توانایی ذهنی کودکان را قادر می سازد که مسایل مختلفی که با آن روبرو می شوند را بهتر حل نمایند.
در نظریه ی شناختی پیاژه فرض می گردد که رشد شناختی به صورت تدریجی و در طی چهار مرحله صورت می گیرد و این مراحل عبارتند از :
– مرحله ی حسی- حرکتی (Sensorimotor stage)
– مرحله ی ماقبل عملیاتی (Preoperational stage)
-مرحله ی عملیات عینی (Concrete operational stage )
-مرحله ی عملیات رسمی (Formal operational stage)
از سوی دیگر در نظریه ی شناختی پیاژه فرض می شود که مراحل شناختی فوق ثابت است و تمام کودکانی که از نظر شناختی بهنجار می باشند از مراحل فوق به ترتیب عبور می نمایند.
ویژگیهای مرحله ی حسی – حرکتی
به نظر پیاژه رشد شناختی کودکان از لحظه ی تولد تا سن 18 ماهگی در مرحله ی رشد شناختی حسی- حرکتی قرار دارد. در این مرحله از رشد شناختی توانایی شناختی کودکان بر پایه ی فعالیتهای حسی و حرکتی قرار دارد. در مرحله ی حسی- حرکتی رشد شناختی با فعالیتهایی که عمدا پاسخهای رفلکسی هستند آغاز می شود و در پایان این مرحله کودکان قدرت های شناختی زیادی مانند توانایی بازنمایی ذهنی و توانایی درک ثبات اشیا را به دست می آورند. مرحله ی رشد شناختی حسی – حرکتی به شش مرحله ی فرعی تقسیم می گردد و با پایان یافتن هر یک از مراحل فرعی مرحله ی حسی – حرکتی توانانیهای شناختی کودکان افزایش می یابد. همانطوری که اشاره شد در طول مرحله ی حسی- حرکتی کودکان توانانیهای شناختی زیادی را پیدا می نمایند و یکی از این توانانیهای شناختی که در این مرحله از رشد شناختی ظاهر می شود آگاهی به ثبات اشیا می باشد . این توانایی معمولا در سنین 9 الی 10 ماهگی پدید می آید. توانایی آگاهی به ثبات اشیا به این معنا می باشد که کودک به این آگاهی می رسید که زمانی که اشیا از حوزه ی دید او دور می شوند وجود دارد و این در حالی می باشد که قبل از رسیدن به این توانایی کودکان هر آنچه را که در جلو چشمان آنها قرار دارد را موجود و هر آنچه که از مقابل چشمان آنان دور می شود را غیر موجود می دانند. در نظریه شناختی پیاژه فرض می شود علت اصلی ایجاد آگاهی به ثبات اشیا رشد شناختی می باشد که در اثر آن کودکانی که در این مرحله از رشد شناختی قرار دارند می توانند نوعی از حالت بازنمایی ذهنی از اشخاص و یا اشیا را پیدا نمایند. به طور کلی می نوان گفت در پایان مرحله ی رشد شناختی حسی – حرکتی توانایی رشد شناختی کودکان از وابستگی به حالت حرکتهای رفکسی به حالت توانایی برای بکار بردن تفکر سمبولیک (Symbolic thought ) می رسد و در نتیجه ی رشد تفکر سمبولیک ، کودکان توانایی حل بسیاری از مسایلی که در محیط زندگی با آنها روبرو می شوند را پیدا می نمایند.
مرحله ی پیش عملیاتی ( Preoperational stage)
در نظریه ی شناختی پیاژه دومین مرحله ی رشد شناختی مرحله ی پیش عملیاتی می باشد. این مرحله از رشد شناختی سنین 2 الی 7 سالگی را در بر می گیرد. از نظر پیاژه یکی از ویژگیهای مهم مرحله ی پیش عملیاتی وجود حالت خود مرکز بینی (Egocentric) می باشد . حالت خود مرکزبینی سبب می شود که کودکان در این مرحله نوعی ناتوایی در تصور نمودن این موضوع داشته باشند که موقعیت ها و اشیا از نظر دیگران به چه صورت به نظر می رسند . یکی دیگر از ویژگیهای مهم دوره ی پیش عملیاتی حالت جان پنداری می باشد که معمولا در کودکانی که در سنین 2 الی 4 سالگی قرار دارند به صورت بیشتری مشاهده می شود . در اثر وجود حالت جان پنداری کودکان به اشیای بی جان ( مانند خورشید ) جان می بخشند و آنها را زنده می دانند. وجود حالت جان بخشی را می توان در نقاشیهای کودکانی که در سنین مربوط به مرحله ی رشد شناختی پیش عملیاتی قرار دارند مشاهده نمود. در نظریه ی شناختی پیاژه ویژگی سوم مرحله ی پیش عملیاتی عدم توانایی کودکان به توجه نمودن به ابعاد مختلف موضوعاتی است که برای آنان اتفاق افتاده است می باشد به عبارت دیگر در مرحله ی رشد شناختی پیش عملیاتی کودکان نمی توانند از ابعاد مختلف به موضوعی که برای آنها اتفاق افتاده است توجه نمایند.
مرحله عملیات عینی ( Concrete operations stage)
در نظریه ی شناختی پیاژه فرض می شود کودکانی که در سنین 7 الی 11 سالگی قرار دارند از نظر شناختی در مرحله ی عملیات عینی قرار دارند. از نظر پیاژه کودکانی که در این مرحله قرار دارند توانایی انجام عملیات دهنی مختلفی را دارا می باشند. برای مثال آنها می توانند زمانی که با سوال جمع نمودن عدد 2با 3 روبرو می شوند آگاه باشند که پاسخ آنان به جمع نمودن عدد 3 به اضافه ی 2 هم عدد 5 خواهد بود. همچینن در نظریه ی رشد شناختی پیاژه فرض می شود کودکانی که در مرحله ی عملیات عینی قرار دارند می توانند زمانی که با یک مساله روبرو می شوند از چند جهت به آن مساله توجه نمایند در حالی که در مزحله ی رشد شناختی پیش عملیاتی کودکان تنها قادرند از یک حهت به مساله ای که روبرو می شوند توجه نمایند. پیاژه اعتقاد دارد که ناتوایی مهم شناختی در مرحله ی عملیات عینی ناتوایی کودکان در رسیدن به تفکر انتزاعی می باشد و وجود چینن ناتوایی سبب می شود که کودکانی که در این مرحله از رشد شناختی قرار دارند قدرت کافی در فرضیه پردازی را نداشته باشند .
مرحله ی عملیات رسمی (Formal operational stage)
در نظریه ی رشد شناختی پیاژه مرحله ی عملیات رسمی مرحله ی عملیات انتزاعی هم نامیده می شود. در نظریه ی رشد شناختی پیاژه فرض می شود نوجوانانی که در سنین 12 الی 18 سالگی قرار دارند در این مرحله از رشد شناختی قراردارند. از نظر پیاژه نوجوانانی که در این مرحله از رشد شناختی قرار دارند علاوه بر توانانیهایی که کودکان در مراحل قبلی رشد شناختی آنها را کسب نموده اند می توانند در برابر موقعیتها و یا مسایل مختلفی که با آنها روبرو می شوند به صورت انتزاعی فکر نمایند و دارا بودن این نوع قدرت تفکر سبب می شود که آنان قدرت فرضیه پردازی بیشتری را در مقایسه با کودکانی که در مراحل پائین تر از رشد شناختی قرار دارند داشته باشند. پیاژه اعتقاد دارد قدرت زیاد توانایی فرضیه پردازی نوجوانانی که در مرحله ی عملیات رسمی هستند را می توان با مقایسه ی نوع پاسخهای آنان با کودکانی که در مرحله ی عملیات عینی قرار دارند متوجه شد. در آزمایشی که وی در این زمینه انجام داد تصاویر مربوط به تصادف دو اتومبیل را به کودکانی که در سنین 7 الی 11 سالگی قرار داشتند و از نظر رشد شناختی در مرحله ی شناختی عملیات عینی بودند را نشان داد و همزمان این تصاویر را به نوجوانانی که در مرحله ی عملیات رسمی بودند نشان داد و از هر دو گروه خواست که توضیحاتی در مورد این تصاویر ارایه دهند .پیاژه با بررسیهایی که در مورد نحوه ی پاسخ این دو گروه که در مراحل مختلفی از رشد شناختی قرار داشتندانجام داد نتیجه گرفت که کودکانی که در مرحله ی عملیات عینی قرار دارند در مقایسه با نوجوانانی که در مرحله ی رشد شناختی رسمی قرار دارند قدرت فرضیه پردازی بسیار محدودتری دارند به نجوی که آنان در پاسخهای خود تنها به خساراتی که در تصاویر نظر آنها را جلب کرده اشاره می نمایند اما نوجوانانی که در مرحله ی رشد شناختی رسمی قرار داشتند در پاسخهای خود در مورد تصاویر توضیحات کاملتری ارایه می دهند و آنان در پاسخهای خود به مواردی که در تصاویر وجود ندارد مانند احتمال کشته و یا زخمی شدن رانندگان اتومبیل در اثر تصادف اشاره می نمایند.
بیشتر از 50 سال از ارایه نظریه ی شناختی پیاژه می گذرد و به جرات می توان گفت امروزه این نظریه یکی از مهمترین نظریه ها در مورد رشد شناختی کودکان و نوجوانان می باشد. در کنار اعتبار و استقبال محققان از نظریه ی رشد شناختی پیاژه انتقاداتی هم به آن وارد شده است و بیشترین این انتقادات از سوی شاگردان پیاژه ارایه شده است. یکی از انتقاداتی که به نظریه ی شناختی پیاژه ارایه شده است در مورد دست کم گرفته شدن قدرتهای شناختی کودکان و نوجوانان در این نظریه می باشد. انتقاد کنندگان به نظریه ی شناختی پیاژه به این نکته تاکید دارند که کودکان قدرتهای شناختی را در سنین بسیار پائین تری از آنچه که در نظریه ی رشد شناختی پیاژه عنوان شده است بدست می آورند . برای مثال در نظریه ی شناختی پیاژه فرض می شود توانایی آگاهی به ثبات اشیا در سن 9 الی 10 ماهگی بدست می آید اما امروزه نتایج بسیاری از پژوهشهای تجربی نشان می دهد که با مشاهده و ثبت رفتارهای کودکان می توان به این نتیجه رسید که آنها توانایی آگاهی به ثبات اشیا را حتی از سن یک سالگی دارند. همچینن در ارتباط با بدست آوزدن توانایی تفکر انتزاعی تاکید پیاژه بر آن است که تنها در سنین نوجوانی و در مرحله عملیات رسمی می باشد که قدرت تفکر انتراعی بدست می آید و قبل از آن کودکان قادر به تفکر انتزاعی نمی باشند اما نتایج پژوهشهای جدید نشان می دهد که در برخی از موقعیتها حتی کودکان 5 الی 6 ساله می توانند قدرات تفکر انتزاعی را داشته باشند.
منابع
Hetherington.E. & Parke .R (1986).Child psychology. NewYork: McGraw-Hill Inc
Mussen.P. & etal.(1984).Child development and personality. NewYork: Harper& Raw publishers.
Overton .W.& Molenaar.P.(2015). Handbook of child psychology and developmental science . NewYork: John wiley & sons inc
نوشته شده توسط دکتر حسین لطفی نیا (متخصص روانشناسی بالینی )
استفاده از مطالب این مقاله به شرط ذکر نام نویسنده و آدرس سایت بلامانع است
آدرس دفتر روانشناسی دکتر حسین لطفی نیا (متخصص روانشناسی بالینی) : تبریز، خیابان17 شهریور جدید، بالاترتقاطع از خیابان طالقانی،برج سینا، طبقه ی هفتم
تلفن:04135559866 و09144015140
بازدیدها: 23439
نظرات